مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

447

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

اقران خود پيشى گرفت و فصاحت و بلاغت فوق‌العاده‌اى داشت و در سمرقند از جمله نديمان خاص نظام الملك بشمار مىرفت . در آن وقت كه نظام الملك داعى سمرقند بود ، چهار شمس الدّين زندگى مىكردند كه از نديمان نظام الملك بشمار مىرفتند و به عزّ و قربت اختصاص داشتند . شمس‌الدّين‌هاى چهارگانه از اين قرار بودند : 1 - شمس الدّين طبى 2 - شمس الدّين باقلانى 3 - شمس الدّين عبيد 4 - شمس الدّين خاله . امام شمس الدّين باقلانى ملازم خدمت نظام الملك بود ؛ اما متقبّل هيچ شغلى نشد و گرد ديوان نگشت . اين چند رباعى از اوست : « 1 » دست تو كه ابر نوبهار كرم است * زو گردن چرخ زير بار كرم است بر دست تو گرزيست بگويم آن چيست ؟ * اى گلبن جود ، خارخار كرم است * * * شب ياد تو چون بر دل و خاطر گذرد * آرام من از باطن و ظاهر ببرد چشمى كه بد آشيان طاوس خيال * تا روز ، جناح نسر طاير شمرد [ 271 ] شمس الدّين محمود بلخى امام قاضى شمس الدّين محمود بلخى از غرايب چرخ اخضر و نوادر عالم اصغر بود و در فن تذكر و ايراد دقايق و ابراز حقايق آن ، اعجوبهء زمان و نادرهء كيهان بشمار مىرفت . اگرچه نظم او از زيور تكلّف عارى است ؛ اما نثر او همه لطايف است . در مدح خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله سروده است : « 2 » او سخن گفت و عقل تحسين كرد * سخنش را خداى تلقين كرد

--> ( 1 ) - لباب الالباب ، 173 . ( 2 ) - لباب الالباب ، ص 169 .